السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام
بیاد رهبرم شهیدان سلامی از ته قلب
به آقا جانمان امام حسین علیه السلام

غدیروانتظار
🌿از غدیر تا ظهور
غدیر؛ عید ولایت است. ولایت ولی امر مسلمین زمان که در دالان تاریخ به یادمان میآورد پرچم اطاعت و بندگی هیچ گاه فرو نمیافتد و از دست پیامبر اکرم(ص) به امیر مومنان منتقل شده و در پس هزارههای دالان زمان به مهدی موعود(عج) سپرده میشود..
🥀یا صاحب الزمان!
چه قدر شبیه است روز آمدن شما با روز غدیر!
کودکان یکی از گروههای آسیبپذیر در شرایط جنگی و بحران هستند.
خانواده از جمله والدین نقش مهمی در مدیریت استرس کودکان در جنگ تحمیلی سوم دارند.والدین با اطلاع رسانی دقیق ،صادقانه و کوتاه و با پاسخ به پرسش های کودکان به آن ها اطمینان بدهند که تنها نیستند.
همدلی با کودکان هم به صورت کلامی و هم غیر کلامی ،ادامه روتین زندگی و فعالیت های روزانه کودک ،بازی کردن نقاشی و… از جمله کارهایی است که والدین میتوانند در مدیریت استرس ایفا کنند.
در صورت عدم توجه به اضطراب و استرس کودکان،منجر به پیامدهایی میشود که ممکن است به افسردگی در بزرگسالی شود.و سلامت روانی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.عدم تمرکز،بی خوابی،کابوس دیدن و…از پیامدهای بیتوجهی به استرس میباشد که والدین میتوانند با برنامه ریزی،صبر و آرامش ،استفاده از روشهای علمی و حمایتی بهترین درمان و مدیریت استرس را نسبت به کودک خود داشته باشند.

کودکان در زمان جنگ بیش از بزرگسالان در برابر ترس، اضطراب و بیثباتی آسیبپذیر هستند. آنان معمولاً نمیتوانند مانند بزرگسالان شرایط را تحلیل کنند، بنابراین صداهای بلند، اخبار ناگوار، تغییر محل زندگی، دوری از والدین یا مشاهدهی نگرانی اطرافیان میتواند برایشان بسیار استرسزا باشد. در «جنگ تحمیلی سوم»، اگر کودکی با چنین فضای پرتنشی روبهرو شود، ممکن است علائمی مانند بیخوابی، شبادراری، گریههای مکرر، چسبیدن به والدین، کاهش اشتها، پرخاشگری یا گوشهگیری از خود نشان دهد. شناخت این نشانهها اولین گام برای مدیریت استرس است. والدین، معلمان و مراقبان باید بدانند که واکنشهای هیجانی کودکان در چنین شرایطی طبیعی است و نباید آنها را سرزنش کرد. درک ترس کودک، به او احساس امنیت میدهد و مانع تشدید اضطراب میشود.
مهمترین نیاز کودک در شرایط جنگ، احساس امنیت است. والدین باید تا حد امکان یک روال ثابت روزانه برای خواب، غذا، بازی و گفتگو ایجاد کنند. نظم و پیشبینیپذیری، به کودک آرامش میدهد. توضیح شرایط باید ساده، صادقانه و متناسب با سن کودک باشد؛ نه بیش از حد ترسناک و نه مبهم. بهتر است از بیان اخبار خشونتآمیز در حضور کودک پرهیز شود. در کنار آن، تماس جسمی مانند بغل کردن، گرفتن دست کودک، یا نشستن در کنار او میتواند به کاهش تنش کمک کند. استفاده از نور ملایم، فضای آرام، اسباببازیهای آشنا و حضور یک فرد مورد اعتماد نیز احساس امنیت را تقویت میکند. اگر کودک احساس کند که بزرگسالان کنترل شرایط را در دست دارند، میزان ترس او کمتر خواهد شد.
کودکان اغلب نمیتوانند اضطراب خود را مستقیم بیان کنند، بنابراین بازی و نقاشی ابزارهای مهمی برای تخلیه هیجان هستند. اجازه دهید کودک از طریق نقاشی، داستانگویی یا بازیهای نمایشی احساساتش را نشان دهد. والدین باید با دقت و بدون قضاوت به صحبتهای کودک گوش دهند و او را تشویق کنند احساساتش را نام ببرد؛ مثلاً بگوید «ترسیدهام» یا «ناراحتم». این کار به کودک کمک میکند هیجانهای درونی خود را بشناسد و بهتر مدیریت کند. خواندن کتابهای مناسب سن، بازیهای آرامشبخش، نفس عمیق کشیدن، شمارش معکوس، و تمرینهای ساده ذهنآگاهی نیز میتوانند مؤثر باشند. مهم این است که کودک احساس کند تنها نیست و میتواند درباره ترسهایش حرف بزند.
مدیریت استرس کودکان در جنگ فقط وظیفه خانواده نیست؛ مدرسه، مشاوران و نهادهای حمایتی نیز نقش مهمی دارند. معلمان باید محیطی مهربان، قابل پیشبینی و بدون تنش ایجاد کنند. اگر نشانههای استرس شدید یا طولانیمدت مشاهده شد، مراجعه به روانشناس کودک یا مشاور ضروری است. مداخله زودهنگام میتواند از تبدیل اضطراب موقت به آسیب روانی پایدار جلوگیری کند. والدین نیز باید مراقب سلامت روان خود باشند، زیرا آرامش یا اضطراب آنها مستقیماً بر کودک اثر میگذارد. هرچه بزرگسالان بهتر بتوانند خود را تنظیم کنند، کودک نیز بهتر با بحران کنار میآید. در نهایت، همدلی، ثبات، گفتوگو و حمایت حرفهای، پایههای اصلی مدیریت استرس کودکان در شرایط جنگ هستند.
در روزهای ناامن و شرایط جنگ، اضطراب کودکان میتواند شکلهای مختلفی بگیرد؛ از ترس و کابوس گرفته تا بیقراری، چسبندگی به والدین، افت تمرکز، یا حتی برگشت به رفتارهای کوچکتر مثل شبادراری یا لجبازی. هدف ما این است که هم احساس امنیت کودک را تقویت کنیم و هم به او کمک کنیم ترسش را در قالبی قابلفهم و قابلکنترل تجربه کند. چند راهکار عملی و مؤثر میتواند به والدین کمک کند: 
اول، «امنیت روانی» را از طریق ثبات ایجاد کنید. کودک وقتی زمانبندی روزانه (ساعت خواب، غذا، بازی) تا حد ممکن ثابت بماند، کمتر احساس خطر میکند. یک روال ساده و قابل پیشبینی بسازید و به کودک هم بگویید: «الان ناهار میخوریم، بعد قصه میشنویم، بعد کمی استراحت میکنیم». این کار اضطراب را از وضعیت مبهم به وضعیت قابل پیشبینی تبدیل میکند.
دوم، اخبار و اطلاعات را مدیریت کنید. کودک نباید تصاویر ناراحتکننده، صدای درگیری یا بحثهای بزرگسالان را مکرر بشنود. اگر لازم است چیزی گفته شود، کوتاه، آرام و بدون جزئیات ترسناک توضیح دهید. جملههای مناسب این است: «الان امن هستی، ما مراقب تو هستیم، اگر لازم باشد با هم به جای امن میرویم.» از پاسخدادن به پرسشهای کودک با اطلاعات بیش از حد و تحریککننده پرهیز کنید.
سوم، احساسات کودک را نامگذاری و معتبر کنید. به جای اینکه اضطرابش را مسخره یا انکار کنید، بگویید: «میفهمم میترسی»، «این حس طبیعی است وقتی آدم نگران میشود». سپس به او فرصت دهید حرف بزند، اما اصرار نکنید. گاهی نقاشی، بازی با عروسکها یا گفتوگوهای کوتاه در زمانهای آرام، راههای امنتری برای تخلیه ترس هستند.
چهارم، تکنیکهای آرامسازی را به زبان کودکانه آموزش دهید. تمرین نفس عمیق با بازی میتواند مؤثر باشد: مثلاً بگویید «مثل یک بادکنک آرامآرام فوت کن» یا «۳ بار هوا بکش و ۳ بار آرام بیرون بده». موسیقی ملایم، قصههای امن، نور کم و فضای گرم نیز کمک میکند بدن کودک از حالت «آمادهباش خطر» خارج شود.
پنجم، آمادگی عملی اما کنترلشده ایجاد کنید. اگر احتمال نیاز به رفتن به جای امن وجود دارد، برای کودک توضیح دهید چه کار میکنید: کیف کوچکش را آماده کنید (وسایل موردعلاقه، یک لباس گرم، یک عکس)، به او بگویید قرار نیست ترس داشته باشد اما «ما تمرین میکنیم تا اگر لازم شد سریع و باهم انجامش بدهیم». تمرین کوتاه و بدون ترساندن، حس کنترل را بالا میبرد.
ششم، توجه به علائم جدی ضروری است. اگر استرس کودک طولانیمدت شدید است، خواب و غذا را بهطور قابلتوجه مختل کرده، کابوسهای مکرر دارد، یا بعد از مدتی بهتر نشد، بهتر است از روانشناس کودک کمک بگیرید. گاهی مداخلات زودهنگام میتواند از تثبیت آسیب روانی جلوگیری کند.
در نهایت، نقش والدین کلیدی است: وقتی بزرگسال آرامتر میماند، کودک پیام امنیت دریافت میکند. شما مجبور نیستید همیشه بیکاستر باشید، اما تلاش کنید ترس را به زبان امید و مراقبت تبدیل کنید. کودک در کنار شما یاد میگیرد که حتی در شرایط سخت هم میتوان نفس کشید، با هم بود و قدمبهقدم از ترس عبور کرد.